السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
344
تفسير الميزان ( فارسي )
حكايت نميكند ، باطنى كه هرگز ميل ديدار خدا و وارد شدن به خانه اولياء او را ندارد . * ( ( وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ ) ) * اين جمله بمنزله دليلى است كه جمله * ( ( وَلَنْ يَتَمَنَّوْه أَبَداً ) ) * الخ ، را بيان مىكند ، و شاهد بر اين است كه ايشان هرگز تمناى مرگ نمىكنند ، چون مىبينيم كه از هر مردمى ديگر بزندگى دنيا كه يگانه مانع آرزوى آخرت ، حرص بر آنست ، حريصترند . و اينكه كلمه ( حياة ) را نكره آورد ، براى تحقير دنيا بود ، هم چنان كه در آيه ( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ، وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ، لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ، اين زندگى دنيا جز لهوى و لعبى نيست و تنها زندگى آخرت است كه حيات محض است ، اگر بدانند ) نيز زندگى دنيا را به لهو و لعب تعبير كرده . « 1 » * ( ( وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ) ) * ، از ظاهر سياق بر مىآيد كه اين جمله عطف است بر كلمه ( الناس ) ، و معنايش اينست كه يهوديان را مىيابى ، كه از همه مردم حتى از مشركين حريصتر بدنيايند . * ( ( وَما هُوَ بِمُزَحْزِحِه مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ ) ) * ، باز از ظاهر بر مىآيد كه كلمه ( ما ) در اول اين جمله ماى نافيه است ، و ضمير ( هو ) يا ضمير شان و قصه است ، و جمله ( أن يعمر ) مبتداء ، و جمله : * ( ( بِمُزَحْزِحِه مِنَ الْعَذابِ ) ) * ، خبر آن باشد ، و معنا چنين است كه ( قصه از اين قرار است كه آرزوى هزار سال عمر ، او را از عذاب دور نميكند ) و يا راجع است به اينكه قبلا فرمود : ( يك يك آنان دوست ميدارند هزار سال زندگى كنند ) ، و معنا چنين است كه ( آن ، يعنى دوستى هزار سال عمر ، او را از عذاب دور نميكند ) . ( و جمله أن يعمر ) همان ضمير را بيان مىكند ، و معناى آيه اين است كه يهوديان هرگز آرزوى مرگ نمىكنند ، بلكه سوگند ميخورم كه ايشان را حريصترين مردم بر زندگى ناچيز و پست و جلوگير و مزاحم از زندگى سعيده آخرت خواهى يافت ، بلكه نه تنها حريصترين مردم ، كه حتى حريصتر از مشركين خواهى يافت ، كه اصلا معتقد بقيامت و حشر و نشر نيستند ، آرى يك يك يهود را خواهى يافت كه دوست ميدارد طولانىترين عمرها را داشته باشد ، و حال آنكه طولانىترين عمر ، او را از عذاب دور نميكند ، چون عمر هر چه باشد بالآخره روزى بسر ميرسد . * ( ( يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ ) ) * ، منظور از هزار سال ، طولانىترين عمر است ، و كلمه هزار ، كنايه از بسيارى است ، چون در عرب آخرين مراتب عدد از نظر وضع فردى است ، و بيش از آن اسم جداگانه ندارد ، بلكه با تكرار ( هزار هزار ) و يا تركيب ( ده هزار و صد هزار ) تعبير مىشود . * ( ( وَاللَّه بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ) ) * ، كلمه ( بصير ) از اسماء حسناى الهى است ، و معنايش علم بديدنيها
--> 1 - سوره عنكبوت آيه 64